وکیل پایه یک دادگستری
گاه نوشت های یک وکیل که الزاما حقوقی نیست 
قالب وبلاگ

ارتباط نامشروع در حد خلوت کردن موجب تعزیر تا 99 ضربه شلاق خواهد بود! پزشک، وکیل، قاضی یا هر مدیری که با منشی اش خلوت کند مطابق این ماده تحت عنوان رابطه نامشروع در حد خلوت کردن مستحق مجازات خواهد بود. تفسیری که قاضی محترم دادگاه بدوی... از ماده مذکور داشته و بر اساس آن موکلم که پزشک محترمی است را به شصت ضربه شلاق محکوم کرده است و احتمالا تجدید نظر نیز آن را تایید خواهد کرد! خودتان را جای آن پزشک بگذارید. چه احساسی به اسلام پیدا خواهید کرد؟

[ ۱۳٩۱/٢/۱٦ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

روز یک شنبه دهم اردیبهشت در شعبه 22 تجدید نظر وقت رسیدگی داشتیم. جلسه رسیدگی با 30 دفیقه تاخیر تشکیل شد و البته مستشار شعبه از تاخیر پیش امده عذر خواهی کرد! خوشبختانه رئیس و دو مستشار با ادب و احترام برخورد کردند. اگر چه رسیدگی توسط رئیس شعبه انجام می شد و دو قاضی مستشار شعبه سر در پرونده خود داشتند با این حال گاهی که سخنان طرفین بلند می شد نیم نگاهی نیز به اطراف دعوی می انداختند. موضوع شکایت شاکی، جعل در دادخواست و صورت جلسه ای بود که شاکی محترم هیچ گونه سمتی در آن نداشت! نه جز خواهان های دعوا بود و نه جزء خواندگان دعوی محسوب می شد. مدعی بود که در صورت جلسه ادعایی عدد 79 به عدد 81 تبدیل شده و این از مصادیق جعل است و چون خوانده ها و خواهانها بعدا از رای صادره در این پرونده علیه او استفاده کرده اند پس او ذی سمت بوده و اجازه دارد به محتویات پرونده ای حقوقی دسترسی داشته و نسبت به بعضی از مدارک آن ادعای جعل کند. با بدگمانی تصور می کردم که شاکی با زد و بند پرونده را به شعبه دلخواه خود برده و با اخذ رای مطلوب با فشار بر وکلای طرف دعوا به نتیجه دلخواه خود خواهد رسید. اما دقت رئیس شعبه در مدارک و مستندات و اعلام صریح بر فاقد سمت بودن شاکی سوء ظن مرا برطرف کرد. ریاست محترم شعبه با حوصله کافی به اظهارات و دفاعیات بنده گوش فرا دادند و پس از اینکه سمت شاکی را احراز نکردند بدون ورود در ماهیت جلسه رسیدگی را به پایان بردند. بی ادبی خانم وکیل را در انتساب عناوین مجرمانه به وکیل مقابل یاد آوری کردم و به ایشان تذکر دادم که قبل از اثبات اتهام چنین بی پروا نباید همکاران وکیل خود را جاعل و... معرفی کند. بنده خدا که با عتاب دادگاه پرگویی هایش متوقف مانده بود می خواست از من دلجویی کند که مسئله را پیچیده تر کرد!

[ ۱۳٩۱/٢/۱٤ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

« قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی» که در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ بیستم آذر ماه یکهزار و سیصد و نود مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 30/9/1390 به تایید شورای نگهبان رسیده و طی نامه شماره 62644/507 مورخ 7/10/1390 مجلس شورای اسلامی واصل گردیده است، به پیوست جهت اجراء ابلاغ می‌گردد.

به گزارش فارس، متن کامل قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی به شرح زیر است:

ماده1ـ به منظور صدور اسناد مالکیت ساختمانهای احداث شده بر روی اراضی با سابقه ثبتی که منشأ تصرفات متصرفان، نیز قانونی است و همچنین صدور اسناد مالکیت برای اراضی کشاورزی و نسقهای زراعی و باغاتی که شرایط فوق را دارند لکن به‌علت وجود حداقل یکی از موارد زیر، صدور سند مالکیت مفروزی از طریق قوانین جاری برای آنها میسور نمی‌باشد، در هر حوزه ثبتی هیأت یا هیأتهای حل اختلاف که در این قانون هیأت نامیده می‌شود با حضور یک قاضی به انتخاب رئیس قوه قضائیه، رئیس اداره ثبت یا قائم‌مقام وی، و حسب مورد رئیس اداره راه و شهرسازی یا رئیس اداره جهاد کشاورزی یا قائم‌مقام آنان تشکـیل می‌گردد. هیأت مذکور با بررسی مدارک و دلایل ارائه شده و در صورت لزوم انجام تحقیقات لازم و جلب نظر کارشناس مبادرت به صدور رأی می‌کند.
الف ـ فوت مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه وی
ب ـ عدم دسترسی به مالک رسمی و در صورت فوت وی عدم دسترسی به حداقل یک‌نفر از ورثه وی
پ ـ مفقود الاثر بودن مالک رسمی و حداقل یک نفر از ورثه وی
ت ـ عدم دسترسی به مالکان مشاعی در مواردی که مالکیت متقاضی، مشاعی و تصرفات وی در ملک، مفروز است.

تبصره1ـ هیأت مکلف است حسب مورد از دستگاههای ذی‌ربط استعلام و یا از نمایندگان آنها برای شرکت در جلسه، بدون حق رأی دعوت کند.
تبصره2ـ فوت مالک رسمی و وارث وی با استعلام از سازمان ثبت احوال کشور و مفقودالاثر بودن با حکم قطعی دادگاه صالح و عدم دسترسی با استعلام از نیروی انتظامی یا شورای اسلامی محل یا سایر مراجع ذی‌صلاح یا شهادت شهود یا تحقیقات محلی احراز می‌شود.
تبصره3ـ تصمیمات هیأت در مورد املاک افراد غایب و محجور با نظر قاضی هیأت، معتبر است.



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱/۳٠ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

عنوان کتابی از فرانک.ال شوئل است که اولین بار ظاهرا در سال ۱۳۵۸ توسط انتشارات امیر کبیر منتشر شده است، چاپ چهارم کتاب سال ۱۳۸۷با ترجمه ابراهیم صدقیانی در ۴۳۱ صفحه توسط جیره کتاب برایم ارسال شد. و امروز ۱۳۹۱-۱-۲۴ مطالعه ان را به پایان بردم. کتاب بیشتر به تاریخ آمریکا و چگونگی شکل گیری آن با تحقیق علمی و مستند پرداخته است. تطورات و مراحل اصلاح قوانین و نسخ اصولی که ناقض حقوق بشر بوده است و بطور آرام حقوق سیاه پوستان را مساوی با حقوق سفید پوستان قرار داده، سیاهانی که تا چند دهه قبل حق رای نداشته و اماکن آموزشی کودکان سیاه پوست جدای از مدارس سفید پوستان بوده و بطور کلی سیاهان ممنوع از حضور در مدارس و دانشگاهای سفید پوستان بوده اند.

« اسپانیایی ها اولین اروپاییان بودند که بر سرزمین اینده کشورهای متحد امریکا گام نهادند» ص۲۷

« ویرجینیا به معنی باکره »

چه حرف زیبا و نغزی زده است حکیم الهی، راجر ویلیامز در سال ۱۶۳۱ هنگام حضور خود در امریکا، و امروز چقدر ما محتاج چنین حکمایی هستیم.

« ... دولت حق دخالت در اینکه مردم چگونه خدا را پرستش کنند ندارد وی شدیدا دولت را از دخالت در معتقدات مذهبی مردم منع می کرد. به عقیده ایشان، پیروی از سیاست آزار و شکنجه به نام دیانت مسئول خون همه افرادی است که در زیر محراب فریاد انتقام از دل بر می کشند...خداوند هرگز خواهان یکسانی مذهب نیست چنین تحمیلی که به وسیله دولت اعمال می شود دیر یا زود بهانه مناسبی برای جنگ داخلی را فراهم خواهد آورد.» ص۴۷

اعلامیه استقلال که توسط توماس جفرسون نماینده کنگره تهیه شد در سال ۱۷۷۶ منتشر گردید.

« ما حقایق زیر را بدیهی می شماریم: همه انسانها برابر آفریده شده اندو آفریدگار حقوقی مسلم برایشان اعطا فرموده که حق حیات، آزادی و جست و جوی خوشبختی از آن جمله اند...» ص۱۱۸

نوآوری بیانیه حقوق:

« قدرت هر حکومتی، به حقوق انتقال ناپذیر شهروندانی که تحت آن حکومت قرار دارندمحدود می شود حقوق مذکور در عمل بیشتر شامل آزادی بیان آزادی معتقدات مذهبی ایمنی در برابر توقیفهای غیر قانونی و ناشی از زورگویی حق متهم در برخورداری از محاکمه ای عادلانه به وسیله هئت منصفه و حق عدم پرداخت مالیات جز انچه به تصویب نمایندگان منتخب مردم رسیده است می گردید»

« قوه قضائی نیز بر عهده قضاتی بوده که اغلب منتخب مردم بودند»

« در ایالات ویرجینا و نیویورک اشخاصی چون پاتریک هنری و جرج کلینتون به قدرت رسیدند که هردو از وکلای دعاوی ساده در دورافتاده ترین نقطه کشور بودند و پیشرفتشان بر هیچ امتیازی موروثی متکی نبود»

 

« قضات ایالات فدرال را ریئس جمهور با تائید مجلس سنا برای تمام عمر انتخاب می کرد»

« بدون آزادی راستین خوشبختی به دست نمی آید» جفرسون ص ۱۶۹

« بهترین ارزوها برای آینده آمریکا این است که ملت امریکا کشاورز بماند»

« بهترین حکومت ها آن حکومتی است که کمتر از همه حکومت کند» همان ص۱۶۹

 

مرحوم واشنگتن در خطابه خداحافظی از مسند ریاست جمهوری امریکا در سال ۱۷۹۷ می گوید:

« هیچ چیز مهمتر از این نیست که هر نوع نفرت عمیق و مزمن بر ضد ملتهایی خاص و نیز هر نوع وابستگی و تعلق خاطر در قبال ملتهای دیگر را بدور ریزیم... تاریخ و تجربه نشان می دهد که نفوذ خارجی یکی از نابکارترین دشمنان حکومت جمهوری است... برای ما قاعده اساسی در برابر ملتهای خارجی این است که در ضمن توسعه روابط اقتصادی خود تا سرحد امکان روابط سیاسی کمتری با ایشان داشته باشیم... اروپا یک شبکه منافع اساسی دارد که هیچ ارتباط خاصی با ما ندارد یا خیلی کم به ما مربوط می شود»

در تابستان ۱۸۰۰ مرکز حکومت فدرال از فیلادلفیا به واشنگتن انتقال یافت.

 

برنامه های دولت جفرسون که در نطق افتتاحیه پایتخت جدید واشنگتن و آغاز دولتش اعلام کرد:

۱- صرفه جویی در هزینه های عمومی ۲- احترام به حقوق ایالالت و قانون اساسی ۳- دوستی با همه ملتها بدون قراردادهای اتحاد خدعه آمیز با آنها»

 

« دیوان عالی در ششم ماه مه ۱۸۵۷ در خصوص شکوائیه ای سیاهپوستی به نام اسکات تصمیمی گرفت که نتایج سنگینی به بار آورد. نتیجه این تصمیم چنین بود که یک نفر سیاهپوست حق شکایت به دیوان عالی را ندارد زیرا از نظر قانون اساسی فدرال سیاهپوست جزء سکنه ایالات متحده نیست بلکه جزء اموال به شمار می رود

 در جریان جنگ های داخلی بین جنوب و شمال که در زمان ابراهام لینکلون بعد از سال ۱۸۶۳ به بعد بوقوع پیوست، ارتش شمال ۳۶۰۰۰۰ هزار سرباز را از دست داد و ارتش جنوب ۲۵۰۰۰۰ هزار نفر از افراد خود را از دست داد.

اصل جفرسون در خصوص روابط بین الملل: « دوستی شرافتمندانه با کلیه ملل»

 در جریان جنگ جهانی دوم ترومن که از تن دادن به تلفات سنگین نفرات امریکایی سرباز می زد به نصایح مشاوران نظامی خود تن در داد و به ان نتیجه رسید که ندای وجدانش اجازه نمی دهد تا از استفاده این بمب ها منصرف شود. بنا بر این در ۶ اوت  اولین بمب اتمی به روی شهر هیروشیما و سپس در ۹ اوت دومین بمب اتمی روی ناکازاکی انداخته شد و ژاپن بدون قید و شرط تسلیم شد.

 در اکتبر ۱۹۶۲ هنگام جدی شدن استقرار موشکهای اتمی شوروی در خاک کوبا رئیس جمهور وقت امریکا کندی در تهدید آشکار شوروی گفت:

« بهای ازادی همیشه گران بوده است لیکن آمریکا همیشه آن را پرداخته است»

 

 

[ ۱۳٩۱/۱/٢٤ ] [ ٦:٥٢ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]


همین چند روز قبل بود که سنگی بر گوری جلال آل احمد را مطالعه می کردم. شاید اولین باری که این نوشته مرحوم آل احمد را خواندم بیست سال قبل بود شور جوانی و عشق به نوشته های شلاقی و ضربتی جلال. همان وقت که با خسی در میقات و در خدمت و خیانت روشنفکران مانوس بودم، اثر بی نظیر سیمین دانشور «سووشون» را نیز با علاقه ای عجیب مطالعه کردم. بقدری تحت تاثیر قلم سحار جلال و نثر آرام و باوقار سیمین دانشور واقع شده بودم که تقریبا تمام آثار مکتوب آن دو را تهیه کرده و مطالعه نمودم. هرچقدر قلم و نثر جلال ال احمد همانند شخصیت حقیقی اش سرکش و یاغی است، اما نثر مرحوم سیمین دانشور آرام، متین و چون شخصیت واقعی اش با ادب است. رحمت و رضوان الهی به روان آنان باد

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٩ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

 

« یا باید زندگی کرد یا فکر. دوتایی با هم نمی شود! » 

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

روزنامه رسمی کشور

جناب آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

لایحه تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی که با عنوان لایحه اصلاح مقررات تنظیم و ثبت اسناد در دفاتر اسناد رسمی از سوی دولت به شماره ۴۷۶/۲۷۲۹۰ مورخ ۱۱/۱/۱۳۸۳ به مجلس شورای اسلامی تقدیم و در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ ۲۴/۵/۱۳۸۵ مجلس با اصلاحاتی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسید، در اجـرای اصل یکصـد و بیست و سـوم (۱۲۳) قانون اساسـی جمهـوری اسلامـی ایران به‌پیوست ارسال می‌گردد.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ غلامعلی حدادعادل



ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

چندین سال قبل با خواندن کتاب « زندگی، جنگ و دیگر هیچ» شیفته قلم و فکر اوریانا فالاچی شدم. دوست داشتم تمام آثار آن مرحوم را مطالعه کنم. متاسفانه این توفیق نصیبم نشد و تنها یک یا دو کتاب دیگر از ایشان خواندم. اما همچنان شیرینی قلم روان و توصیفات زیبای کتاب مذکور در ذائقه ام مانده بود. چند روز قبل کتاب یک مرد ایشان را دانلود کرده و یک نفس خواندم، گر چه ترجمه کتاب توسط آقای یغما گلرویی با روش نامانوس اعراب گذاری بر کلمات فارسی انجام شده است اما قلم سحار فالاچی و درد دلهایی که وی به معشوق فوت شده خود آلکوس کرده است خواننده را وادار می کند کتاب را یک نفس بخواند و به روان هر دو (عاشق و معشوق )درود بفرستد. شرح و توصیف شکنجه هایی که بر آلکوس رفته است واقعا موی بر تن انسان راست می کند! حتی تصور آنها نیز درد آور و جانکاه است. مقاومت های عجیبی که آلکوس در زیر شکنجه ماموران امنیتی حکومت سرهنگ ها در یونان داشته است واقعا ستودنی است. رئیس دستگاه امنیت یونان به آلکوس می گوید از هر صد هزار نفری که زیر شکنجه برای اعتراف قرار می گیرند فقط یک نفر می تواند مقاومت کند و سخنی نگوید که آن یک نفر تو هستی!! لازم نیست انسان الزاما مومن به مذهب و آیینی باشد تا در برابر ظلم بایستد و جان خود را برای آزادی هدیه نماید، آلکوس نه شخص خیالی که مظهر و نماد واقعی از یک انسان تقریبا لاقید و بی مذهب است که برای آزادی می جنگد و جان خود را در این راه می گذارد. درود خداوند به روان تمام شهدایی که در راه آزادی انسان جان خود را فدا کرده اند. همینطور گیج و ویج چند روزی است تحت تاثیر کتاب قرار گرفته ام . تصویر مهدی خزعلی جلوی چشمم قرار دارد، بیش از یک ماه از اعتصاب غذایش گذشته است و هر روز خبرهای ناگواری از وخامت اوضاع و احوالش، کاش او هم این کتاب را خوانده باشد تا با شگردهای ماموران و چگونگی مقاومت قربانی آشنا باشد. سلام خدا به همه مبارزان راه آزادی.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٦ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

یعنی آخر بی خیالی که می گویند بنده هستم!!  بعد از اینکه یک ترم  و سیزده واحد از دروس دکتری حقوق خصوصی را در تبریز اخذ نموده و تا نزدیک امتحانات نیز مرتبا با هواپیما رفت و آمد کرده و مشقات سفر را بجان و دل خریده بودم ! یک باره کتاب و قلم را به گوشه ای انداخته ، کیف و خوارکی ام را به گوشه ای دیگر پرت نموده و بهانه ها آوردم که من مرد تبریز نیستم!! و ... امسال برای دکتری آزاد مجددا ثبت نام کردم شاید بخت ما در تهران باز شد و همینجا بساط تلمذ پهن نمائیم! ۸۵ هزار تومان ناقابل پول ثبت نام داده تا چهارم اسفند در آزمون دکتری شرکت نمایم. صبح پنج شنبه چهارم اسفند با خیال راحت و بدون اینکه زحمت پرس جو در خصوص تاریخ امتحان را متحمل شوم، برای نقد کردن تعهدات یکی از موکلین به تهران رفتم اتفاقا وقتی به منزل موکل محترم واقع در شهرک قدس می رفتم در امتداد بزرگراه همت به غرب با خود می اندیشیدم که اگر در علوم و نحقیقات قبول شوم بایست روزهایی که درس دارم همین مسیر پر ترافیک را رفت وآمد نمایم ، بدون اینکه کوچکترین احتمالی برای برگزاری آزمون در همین امروز داشته باشم. بی خیال و سرخوش وقتی ساعت یک بعد از ظهز به منزل رسیدم خانم فرمودند شما مگر امروز امتحان نداشتید؟! عرض کردم: نه چطور مگه ؟ گفتند آخه دوست شما امروز برای امتحان به تهران آمده ، من خیال کردم صبح زود از منزل بیرون رفتید برای شرکت در جلسه امتحان بوده است!! تازه یادم آمد که من امروز امتحان داشتم!! اشکالی نداره سال دیگر شرکت می کنم من که دکتری را برای اضافه شدن حقوقم نمی خونم بنابراین تا روز مرگم فرصت دارم !!   

[ ۱۳٩٠/۱٢/٦ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]

بنظرم بعضی کتاب ها را باید در مقطع خاصی از عمر مطالعه کرد. یعنی موضوع کتاب گاه بنحوی است که نمی شود آن را با هر وضعیتی از سن سازگار نمود.گذشته از موضوعی که کتاب پیرامون آن نوشته شده و ممکن است دیگر مصداق خارجی نداشته باشد و بعبارتی موضوعا منتفی شده باشد.بعضی از کتاب ها نیز مختص مقطعی از عمر است که خواننده بتواند در تصویر سازی صحنه های ترسیم شده توفیق یابد. مثلا توصیف یک رابطه رمانتیک برای یک خواننده بالای شصت سال چه لذتی می تواند داشته باشد؟جایگاه یک نهاد یا سازمانی که عهده دار هدایت یا ارشاد علاقه مندان به مطالعه کتب باشد در سیستم آموزسی ایران خالی است. استعدادهای فراوان در گوشه و کنار کشور وجود دارند که با شور و علاقه در صدد مطالعه کتب مختلف می باشند اما نهادی که به این علاقه های شور انگیز سمت و سو بدهد و تمایل آنها را در کانال مشخصی هدایت نماید غایب است. چه کتابهای بی نظیری که می بایست در دوران جوانی خوانده می شد اما بعلت عدم معرفی مغفول ماند و اینک در میانسالی آن شور و حرارت جوانی برای خواندنش موجود نیست.و...

کتاب مادر از جمله کتابهای است که باید در جوانی خواند، هرچند شوروی سابق به تاریخ سپرده شده و کتاب که برای توجیه قیام طبقه کارگر بر علیه حکومت تزارها در روسیه نوشته شده است، موضوعیت خود را از دست داده اما صحنه های پر شوری که طبقه ضعیف کارگری در مقابل زور و ستم بهره مندان حاکم می آفرینند و امید به آینده ای روشن که مادر (په لاگی) به مبارزان کارگر مژده می دهد هنوز هم خواندنی است. فعلا در نیمه های کتاب هستم.  ترجمه مرحوم محمد قاضی بسیار روان و خواندنی...

امروز جمعه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۰ تمامش کردم. عالی بود افسوس که این ایده های انسانی فقط در لابلای کتابها ماند و به قدرت رسیدگان از طبقه کارگر هم نتوانستند عدالتی که برای آن ده ها هزار انسان مشتاقانه جان شیرین خود را فدا کرده بودند مستقر سازند. نه تنها عدالت مستقر نشد که اینبار قدرت سواران بی رحم تر از اعقاب خود به جنایت و آدمکشی دست زدند. آیا انسان ناتوان از اجرای عدالت و برابری است؟ آیا باید چشم به راه منجی برای برچیدن این همه ظلم و ستم و زورگویی حاکمان بود؟! یعنی باور کنیم که انسان معاصر قادر به ساخت جامعه ای مبرای از زور و ستم نخواهد بود بنابر این سرنوشت محتوم او را حواله به آینده ای مبهم و نامعلوم نمائیم؟ افسوس... 

گفته های پاول در محاکمه قسمت جالب این رمان بود. خطاب به قضات که در صدد تبعید وی و دوستانش به سیبری بودند گفت: شما قاضی نیستید و ماهم متهم نیستیم. بلکه ما اسیرانی هستیم در دست شما سرداران یا حاکمان !!» نمی دانم چرا ذهنم رفت به محاکمه دستگیرشدگان پس از انتخابات سال ۸۸ سالنی مملو از متهمان سرشناس مثل تاج زاده و نبوی و فراهانی و زید آبادی و... مثل اسیران در برابر سرداران!! به امید آزادی تمام اسیران در بند.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ sina ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وکیل پایه یک دادگستری که در سال 1372 وارد دانشگاه تهران شده و بعد از فارغ التحصیلی در رشته حقوق قضایی در حرفه وکالت عضو کانون وکلا مرکز گردیده و ارشد حقوق خصوصی را در پردیس دانشگاه تهران به پایان برده و دکتری حقوق خصوصی را در ترم دوم فی امان الله رها کرده است!
صفحات اختصاصی
امکانات وب



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب